محدوده و ساختار بازار ارگانیک

برای ارزیابی این پست کلیک کنید!
[تعداد کل:۳]

به طور کلی، یک راهبرد عملیاتی و تنظیم شرایط نوآورانه بازاریابی ارگانیک محلی باید با دامنه آن مطابقت داشته باشد. انتخاب صورت گرفته به کشور، محل، ماهیت و در دسترس بودن دامنه محصول، مقیاس عملکرد مورد نظر و شرایط غالب بازار یا بخش بستگی دارد. (اونگ کونگ وای ، ۲۰۰۰).در تاسیس سازمان که غالبا ایده یک یا چند نفر است، استخدام افراد با طرز فکر مشابه همزمان و بعد از تأسیس برای بسیاری از سازمانها دشوار است. علاوه بر این، برای بسیاری از افراد امکان پرداخت حقوق رقابتی برای جذب و حفظ کارمندان وجود نداشت (و ندارد). به همین دلیل، گردش مالی کارکنان در برخی از شرکت ها بسیار زیاد است. به خصوص در آغاز کار، محدودیت های مالی اغلب باعث می شوند کارمندان وظایف و نقش های متعددی را بر عهده بگیرند. اگرچه این امر می تواند مثبت باشد چون فرد سازمان را از دیدگاه های مختلف می شناسد، اما ممکن است منجر به عدم توانایی تمرکز و تلاش در انجام کارهای خاص شود.
به نظر می رسد بودجه اولیه موجود عامل اصلی تصمیم گیری در مورد سطحی است که سازمان در مقایسه با سایر عوامل قصد مشارکت در آن را دارد. بیشتر ابتکارات با سرمایه اساسی آغاز می شود که تعداد معدودی از افراد آن را تهیه می کنند. به دلیل عدم وجود بازار ارگانیک محلی، تأمین بودجه خارجی از منابع تجاری اغلب غیرممکن است. اگر این فرصت فراهم شود، ممکن است تنها پس از یک دوره طولانی، حدوداً دو سال یا بیشتر رخ دهد. تعداد کمی از سازمانهای بازاریابی محلی پیشگام با بودجه زیاد شروع می کنند و بسیاری به دنبال راه هایی برای مطابقت سطح سرمایه گذاری با مقیاس مناسب عملکرد هستند. برخی از آنها شروع به بازاریابی مستقیم می کنند، به عنوان مثال تحویل در منزل، بازارهای تلفن همراه یا «بازارهای ارگانیک» (به کادر شماره ۲ نگاه کنید) که نیازی چندانی به تجهیزات، کارمندان، هزینه های سربار و غیره نخواهد داشت. از نظر تبلیغ، تبلیغ مستقیم («زبانی» ، هدف قرار دادن وقایع خاص) اغلب انتخاب می شود. هنگامی که بودجه اولیه کافی وجود دارد، توزیع مواد غذایی ارگانیک از طریق فروشگاه های تخصصی نیز یک انتخاب رایج در مرحله توسعه اولیه بازار مواد غذایی ارگانیک داخلی است. اما، در هر مقیاسی که یک سازمان فعالیت کند، داشتن بودجه یا سرمایه گذاری کافی برای تولید، بازاریابی، لجستیک و تیم مدیریت بسیار مهم است.
بیشتر ابتکارات بازاریابی محلی، دامنه عملیاتی را ترجیح می دهند که از طریق آن بتوانند برخی از لینک های واسطه را قطع کنند و هزینه مواد غذایی ارگانیک را کاهش دهند، تا در نتیجه علاقه خریداران احتمالی مواد غذایی ارگانیک را برانگیخته و درآمد تولید کنندگان را بهبود بخشند. درس مهم دیگر این است که در مواردی که می توان عملیات را از طریق بودجه خارج از تجارت غیرمستقیم انجام داد، به عنوان مثال حمایت از سازمان های غیردولتی، بودجه خارجی باید با افزایش میزان سرمایه گذاری خود شرکت همراه باشد. با بهره برداری در سطح بالاتر، اغلب به انواع مطالبات (غیر منتظره) مالی نیز برخورد می کنیم و به محض قطع بودجه خارج از سازمان، وجوه باید با منابع خود شرکت جبران شوند، به ویژه هنگامی که درآمد شرکت هنوز با هزینه های بالاتر مطابقت ندارد.

  تعريف محصولات ارگانيك

باز هم به دلیل محدودیت های مالی برخی از شرکت ها در ابتدا دفتر مناسبی ندارند. آنها در مزرعه یا خانه کار می کنند و یا در سازمان دیگری مانند یک سازمان غیردولتی «نشسته» و کار می کنند. اگرچه این کار دارای یک سری مزایای مالی است، اما به دلیل محدودیت های آن در هنگام گسترش سازمان و نیاز به اسکان بیشتر کارکنان، تجهیزات، سهام و غیره، در طولانی مدت توصیه نمی شود. کارکردن در خانه یا مزرعه همچنین ممکن است این خطر را داشته باشد که بسیاری از افراد تصوری از حرفه ای بودن سازمان نداشته باشند همچنین تعیین طیف وسیعی از کالاها برای تجارت از اهمیت بسیاری برخوردار است. به نظر می رسد ارائه انواع محصولات ارگانیک به اندازه مصرف کنندگان بسیار مهم است، اما در بسیاری از موارد سازمان ها دریافتند که منبعی مطمئن حتی از چند کالای با کیفیت بالا برای جذب مشتری کفایت می کند. بسیاری از ابتکارات محلی با تولید محصولات تازه، به ویژه سبزیجات، آغاز می شوند و بعداً موارد دیگر را اضافه می کنند. موفقیت یک مورد، مانند سبزیجات، می تواند منجر به ابتکار دیگری برای توسعه سایر محصولات شود. برخی سازمان ها همچنین تصمیم به فروش اقلام “ایمن” دارند که هنوز به عنوان محصولات ارگانیک در دسترس نیستند. با این حال، این کار معایبی هم دارد، وقتی اختلافات بین این محصولات به طور واضح برای مشتریان توضیح داده نشود غالباً نها را با هم اشتباه می گیرند. در آخر هم تنظیم قیمت مهم است. بسیاری از سازمان ها تصمیم به استفاده از یک سیستم قیمت گذاری دیفرانسیلی می کنند. سیاست تعیین یک قیمت در همه مناطق و انواع مختلف مشتری مناسب نخواهد بود، مخصوصاً برای بازار محلی که در آن سعی در ایجاد مشتری است.

برخی از ابتکارات با هدف ایجاد «پلی» بین تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و نه فقط معامله گر «عادی» ایجاد شده اند. در صورت عدم بحث صحیح این طرح با تولیدکنندگان، ممکن است به ناامیدی هم در بین کشاورزان و هم از طرف مدیریت و کارکنان سازمان منجر شود. به عنوان مثال، همانطور که در مورد هانوی ارگانیک در ویتنام دیدیم، تولیدکنندگان دیدگاه کاملاً متفاوتی نسبت به اینکه چه کسی می تواند مسئول بازاریابی محصولات و سپس مدیریت سازمان باشد، دارند. پس از یکسری جلسات ناامید کننده (از منظر سازمان) با تولید کنندگان، سازمان مجبور شد خیلی زود پس از شروع خرید محصولات از کشاورزان، نحوه عملکرد خود را تغییر دهد. در عوض، تصمیم گرفت مسئولیت خرید مستقیم از کشاورزان و سپس فروش محصول را بدون هیچ گونه مسئولیتی در فروش به مصرف کنندگان برای کشاورزان بر عهده بگیرد.
سازمانهای دیگر اظهار داشتند كه با نگاه به گذشته، بهتر است به جای خرید از تولیدكنندگان (پیمانکاری) مستقیماً با مزرعه شروع كنند. این امر باعث می شود کنترل بیشتری در مورد مسائل تولید، از جمله کیفیت، کمیت و تنوع داشته باشند. به نظر می رسد که خودکفایی در تولید برای ایجاد یک رابطه تجاری قابل اعتماد با مصرف کنندگان و خریداران دیگر مهم است. با این حال، این موضوع اغلب به شدت توسط اشخاص در سازمان با پیشینه سازمان های مردم نهاد و افراد دارای مشاغل بیشتر مورد بحث قرار می گیرد.

  واقعیت های تغذیه

برخی سازمان های مردم نهاد در سراسر آسیا تلاش می کنند تا در بازاریابی محصولات ارگانیک و بومی شرکت کنند و به توسعه کلی بازار ارگانیک کمک می کند، و این کار مثبت ارزیابی می شود. با این حال، ایده یک سازمان غیردولتی در حال انتقال به مناطق تجاری اغلب در محیط سازمان های غیردولتی جای خوبی ندارد و بسیاری از مردم احساس می کنند که جنبه های تجاری به بهترین وجه به کارآفرینان واگذار شده و سازمان های مردم نهاد باید فقط به «موضوعات مرتبط با جامعه» توجه کنند.
اما برخی سازمان های غیردولتی تلاش های جدی را انجام داده اند تا خودشان به فعالیت بپردازند که سرانجام همه با اختلافاتی بین فعالیت های تجاری و عملیات اجتماعی و توسعه روبرو شدند. به نظر می رسد که این دو امر به سادگی با یکدیگر کنار نمی آیند زیرا نیاز به نگرش کاری بسیار متفاوت و فرهنگ های سازمانی است. به نظر می رسد مواردی که سازمان غیر دولتی یک واحد تجاری کاملاً مجزا ایجاد کرده است، موفقیت آمیزتر است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

منو اصلی