download (5)
برای ارزیابی این پست کلیک کنید!
[تعداد کل:۰]

تیم پشتیبانی سایت محصولات ارگانیک دارامان یک بررسی  جالب  در مورد ضرب المثل ها نمود،متوجه شدیم که بسیاری از ضرب المثل های ایران  باستان ،در باره خوردن است که  می توان  به چند نمونه اشاره نمود :
از حول حلیم تو دیگ افتاد،در دیزى بازه حیاى گربه كجا رفته؟،گر صبر كنى ز قوره حلوا سازىبادمجون بم آفت نداره ، آفتابه لگن ۱۰۰ دست،ولى شام و ناهار هیچى .و بسیاری از ضرب المثل های جالب دیگر .بنابر این تصمیم گرفتیم هر بار به  فلسفه  یکی از ضرب المثل ها اشاره کنیم .امرو ز می خواهیم  فلسفه به وجود امدن  ضرب المثل :آفتابه لگن ۱۰۰ دست،ولى شام و ناهار هیچى . بپردازیم  . پس با ما همراه  باشید

در قدیم با دست غذا می خوردند ،رسم بود که پیش از غذا دست  را  با آفتابه لگن می شستند . در مهمانی ها آفتابه و لگن را بر سر سفره می آوردند،آن را پیش یک یک مهمان ها می بردند   و لگن را زیر دست هر یک می گرفتند و با آفتابه  آب می ریختند و مهمان ها دست ها را می شستندو با حوله خشک می کردند .چون آفتابه و لگن از تجملات سفره بود،لذا بعضی ها سعی می کردن بر سر سفره چند دست آفتابه و لگن بیاورند،در این صورت انتظار مهمان ها این بود که با چند دست آفتاببه  و لگن حتماً غذا بسیار مفصل است، اماا گاهی پیش می امد که این طور نبود  و تشریفات سفره بیشتر همین آفتابه و لگن بود  وخبری از غذای درست و حسابی نبود .در چنین مواردی بود که این مثل «آفتابه لگن هفت دست،شام وناهار هیچی» استفاده می شد .

 

    پاسخی بگذارید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    سبد خرید

    هیچ محصولی در سبد خرید نیست.